به رایگان مشترک مطالب قندون شوید تا مطالب داغ را از دست ندهید. از ایمیل شما استفاده تبلیغاتی نخواهد شد و هر زمان که بخواهید می توانید اشتراک خود را قطع کنید.
‘آموزنده’
سلام دوستای خوب قندونی
این مطلب یه مطلب متفاوت برای شناختن پسرهاست…..
بهتره مطلب رو دنبال کنید تا متوجه بشید قضیه از چه قراره
۱ . پسر ها به واقع به دنبال دخترهای زیبا نیستند .آن ها بیشتر به دنبال افراد مرتب و پاکیزه و افرادی هستند که واقعند بتوانند آنها را در میان دوستان و اجتماع ارائه دهند.
تبصره : قابل توجه دخمر های عزیز که تا میتونند از لوازم خوشگل کننده استفاده می کنند ” طعمه های شما بیشتر به رفتارتون توجه دارن تا خوشگلیتون ” بیهوده پول پدر بدبخت رو حروم نکنید یه آب هم روش!!!
۲ . پسر ها واقعا از رفتارهای سبک و سهل و همچنین در غیر شئونات انسانی بیزارند .
تبصره : قابل توجه خانوم هایی که دست به هر حرکتی میزنن تا آقا رو متمایل به خودشون کنند!!!اصلا می دونستید که خود سکوت محبت آوره ؟؟؟؟؟؟امتحان کنید.
۳ . یه پسر ممکنه واسه مدتی به شما علاقه داشته باشه و بهتون ابراز علاقه کنه اما بعد از مدتی به راحتی شما رو فراموش می کنه.
تبصره : پس وقتی آقایی میگه ” تو در قلب من همچون شمعی هستی که هر گز خاموش نمی شود!!!!مطمئن باشید یه چیزی به کلّه آقا اصابت نموده است .لذا به جای خماری و رفتن به کما و هپروت سعی کنید دل نبندید!
۴٫ وقتی یه پسر به راحتی به شما میگه که ” من تو رو نمی فهمم “در واقع داره به راحتی و به آسانی به شما میگه که شما از راه من جداهستی و در اندیشه افکار من فردی مثل شما نمی گنجد.
تبصره : بابا جان دوست نداره !!!!زورکی نیست که!اگه اصرار کنید مجبوره بگه دوستت داره و شما هم طبق معمول خوشخیالی طی می کنید و ناگهان روزی از همین روز ها کارت عروسی آقا میارن دم خونتون یا تو شرکتتون !!!حالا سطل بیارو اشک خانوم رو پر کن و بریز تو حوض تا حوض پر بشه…..والله
۵٫ وقتی یه پسر باشما حرف می زنه اغلب جملاتی رو مثل “شما معمولا چه کاری می کنید” یا “اغلب چی می خورید؟” رو بکار می برند تا از لکنت زبانشون جلوگیری بکنه یا اینکه روی لکنت زبونشون رو بپوشونه.
تبصره ای و جود نداره ..اول هر ور راجی همینه .
*با تشکر از شما لطفا برای خوندن متن کامل، به ادامه مطلب توجه کنید…
طبقه بندی: اجتماعی | تازه ها | مطالب جالب و متفرقه
در ادامه فصل دوم کتاب “آیین سخنرانی”، نویسنده توصیه می کند، موقعی که ایده ای را برای سخنرانی انتخاب می کنید عنوان آن را روی پاکت بزرگی بنویسید. اگر در حین خواندن کتاب و یا به هر صورتی نکته ای به ذهنتان خطور کرد آن را روی برگه بنویسید و درون آن پاکت بگذارید.
همچنین می گوید وقتی در یک سخنرانی می رفتم دفترچه ای با خود به همراه داشتم و اگر در سخنان مطرح شده نکته ای به گوشم می رسید که به موضوع سخنرانی آینده من ربط دارد، حتما یادداشتش می کردم. به این صورت متن سخنرانی شما تا لحظه ی آغاز سخنرانی، به روز می شود.
در ادامه در قالب رهنمود استادانه رییس آموزشگاه دینی یل، نکاتی را بیان می کند. حول موضوع سخنرانی همه جانبه . همیشه فکر کنید. با این وجود موضوع سخنرانی در ذهن شما رشد می کند. “براون” رئیس آموزشگاه یل می گوید: “گاهی در نیمه شب از بستر برخاسته ام تا از ترس آنکه مبادا مطالب را قبل از بامداد از یاد ببرم از ایده های خود یادداشت برداری کرده ام…”
همه ایده هایی که به ذهنتان می رسد را فورا یادداشت کنید و باز به دنبال ایده های جدید باشید. آنچنانکه گویی هرگز کتابی راجع باین موضوع برای مطالعه بدست نخواهید آورد. این است راه خلاقیت و تربیت ذهن. از این راه می توانید مبتکر افکار نو باشید… .
آماده کردن متن سخنرانی از هر چیزی مهمتر است. حتی از ایراد سخنرانی. و این آماده شدن متن سخنرانی است که به سخنرانی مسیر میدهد. برای آماده سازی متن سخنرانی بسیار حساس باشید مثلا لینکلن رئیس جمهور ایالات متحده امریکا گاهی برای تهیه سخنرانی این قدر محو در کارش می شد که متوجه حضور بچه اش در کنارش نمی شد. در زمان تهیه متن، و تفکر در مورد مووع سخنرانی آنچنان محود کار بود که خیس عرق می شد.
یک سخنران خوب، آن است که تا لحظه ی سخنرانی مشغول آماده کردن، اصلاح و بازسازی متن سخنرانی اش باشد.
لوتربوبانک کمی پیش از مرگش گفت: “من کلا یک میلیون نوع گیاه آزمایشگاهی بوجود آورده ام تا از بین آنها یکی دو نوع خوب و عالی آن را انتخاب کنم و سپس کلیه انواع پَست آنها را از بین برده ام.” برای آماده کردن متن سخنرانی خوب، باید موشکافانه و با دست و دل بازی کار کرد، صد فکر و ایده جمع کنید و نود و پنج تای آنها را دور بریزید.
مواد و اطلاعات بیشتر از آنچه نیاز دارید برای تقویت اعتماد به نفس شما بسیار موثر خواهد بود و همین طور بر نحوه ی سخنرانی شما. نویسنده به عنوان مثال حال و روز فروشندگانی که قبل از تبلیغ و بازاریابی اطلاعات کامل از کالای خود کسب نمی کنند را می گوید که در فروش و زمانی که مشتریان به طرح سوالات خود می پردازند، به مشکل اساسی برمی خورند.نویسنده همچنین بر این عقیده است که اطلاعات کسب شده را نه تنها برای مشتریان خود بلکه برای خودتان فرا بگیرید.
این بود خلاصه ای از بخش دوم فصل دو از کتاب “آیین سخنرانی“. منتظر مطالب داغ بعدی در این مورد باشید.
طبقه بندی: آموزشی | آیین سخنرانی | اجتماعی
کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست؟
پس چرا کسی جواب نمیده؟
یهو یه صدای مهربون! ..مثل اینکه صدای یه فرشتس .بله با کی کار داری کوچولو؟
خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.
بگو من میشنوم .کودک متعجب پرسید: مگه تو خدایی ؟من با خدا کار دارم …
هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم .
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره؟؟؟؟
فرشته ساکت بود .بعد از مکثی نه چندان طولانی:نه خدا خیلی دوستت داره.مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روی گونه اش غلطید وباهمان بغض گفت :اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما…
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت ؛
با تشکر از شما دوست عزیز، دعوت می کنم برای مطالعه متن کامل داستان، به ادامه مطلب توجه فرمائید…
کار و تخصص حرفه ای دیل کارنگی و از خوشی های زندگی او این بوده که از سال ۱۹۱۲ تا حالا در هر فصل نزدیک به ۶۰۰۰ سخنرانی گوش کند و مورد نقد و بررسی قرار دهد. اگر این تجربه در ذهن بیش از چیزهای دیگر تاثیر گذاشته باشد، آن، چیزی غیر از سرعت تهیه متن سخنرانی قبل از اینکه شخص سخنرانی خود را ایراد کند نیست.
همچنین سخنران باید بداند که می خواهد چه بگوید و باید در مورد چیزی حرف بزند که روی خودش خیلی تاثیر گذاشته و نمی تواند آن حرف را ناگفته رها کند. آیا شما شیفته سخنرانی نمی شوید که احساس کنید شخنران با عشق می خواهد آن پیام را به شما منتقل کند؟ در این حالت، سخنران حقیقت مهمی را کشف می کند و سخنان او خود به خود آماده می شوند و تهیه متن سخنرانی برایش سنگین نیست.
آنان چگونه می توانند امیدوار باشند، درحالیکه بدون باروت و سلاح به جنگ می روند تا بر ترس و نگرانی خود غلبه پیدا کنند؟ وبستر گفته است: ” برای من همان قدر غیر قابل تصور است که نیمه آماده جلو شنوندگان خود حاضر شوم تا این که نیمه لخت پشت میز خطابه قرار گیرم! “
آماده شدن یعنی چه؟ و یا این که چگونه می توان این کار را به خوبی انجام داد؟ برخی بهانه کمبود وقت را برای آماده نشدن می آورند از این رو در این بخش به این موضوع می پردازیم.
آماده کردن متن سخنرانی یعنی چه؟
آیا آماده شدن یعنی مطالعه یک کتاب؟ این یک راه آماده شدن است ولی بهترین نیست. ممکن است مطالعه مفید واقع شود اما اگر کسی مطالبی که در یک کتاب خوانده را به عنوان سخنان خودش به شنوندگان قالب کند این کار او کاملا بیهوده است. و سخنان او به هیچ وجه در دل سخنان نخواهد نشست و این روش عبثی برای تهیه سخنرانی هاست.
برای مثال چندی پیش شخصی که از مسئولین یک بانک بود قرار بود در جمعی از همکارانش که در جلسه های من آمده بودند سخنرانی کند. او، طی مدتی که در مترو بود مجله ای را که خریده بود می خواند و مقاله ای با عنوان ” شما فقط ۲ سال برای موفق شدن وقت دارید ” خواند و از بر کرد. به محل سخنرانی رسید. زمان یک ساعته ای منتظر ماند و پس از یک ساعت از جای خود برخاست و سعی کرد به طرز جالب و باورپذیری در مورد مقاله ای که خوانده بود صحبت کند. او طی سخنرانی اش مدام نام نویسنده مقاله را می آورد که فلان کس این حرف را زده و … . سخنرانی او اصلا خوب از اب در نیامد. به او گفتم: ” پیشنهاد می دهم همین مقاله ای که خواندی را دوباره بخوانی و ببینی با حرف های نویسنده موافقی یا مخالف! اگر موافقی ابعاد مختلف مقاله را بررسی کن و اگر مخالفی با دلیل مخالفت کن! و هفته آینده دوباره در همین جلسه سخنرانی کن.
او دوباره مقاله را خواند و فهمید که با نویسنده مخالف است. حال در یک هفته وقتی که داشت مدام به مخالفتش فکر می کرد و هر روز عقاید جالبی به ذهنش می رسید و اطلاعاتش را حول موضوع سخنرانی پربارتر می کرد. موعد سخنرانی فرا رسید. او دوباره سخنرانی کرد اما تفاوت زیادی بین دو سخنرانی که هفته پیش و اکنون توسط یک نفر انجام میشد، وجود داشت. زیرا او این بار سخنانی گفت که مال خودش و پرورده خودش بودند.
به دلیل طولانی بودن فصل دوم کتاب “آیین سخنرانی”، به چند بخش تقسیمش کرده ام و این بخش که مطالعه فرمودید اولین بخش از این فصل بود. منتظر مطالب داغ بعدی ” آیین سخنرانی ” باشید.
برای مطالعه فصل اول این کتاب اینجا کلیک کنید.
طبقه بندی: آموزشی | آیین سخنرانی | اجتماعی
به تازگی شروع به مطالعه کتاب ” آیین سخنرانی “، اثر ” دیل کارنگی ” و ترجمه ” سوزان خدیو “، کرده ام. موضوع و بحث های این کتاب ۲۲۳ صفحه ای همان طور که از نامش پیداست، حول آموزش و معرفی راهکارهایی برای بهتر سخنرانی کردن در اجتماعات مختلف است. شاید بگوئید مصطفی حسینی را چه به سخنرانی؟! همان قندونش را بچرخاند بس است…
اما واقعا علیرغم مهم بودن یادگیری سخنرانی و این که همه حداقل یکبار نیاز به القای عقیده خود به دیگری یا دیگران دارند تعداد کمی از افراد، سخنرانان خوبی هستند و اکثر سخنرانان یک جای کارشان لنگ میزند!
همیشه که سخنرانی ها، سخنرانی طلبه ها و مسئولین درجه یک نیست. صحبت کردن برای ۲-۳ نفر هم خود، ارزشمند است و نیازمند یادگیری فن سخنرانی. خود من چون کارم تبلیغات است، برای بازاریابی و صحبت با مدیران برخی شرکت ها که به آن محل می روم و شروع به صحبت میکنم گاهی اوقات به شدت احساس ضعف در صحبت و به اصطلاح سخنرانی! دارم. و یا گاهی اوقات که برای جمعی از دانشجویان دانشگاهمان در جلسه ای حتی دوستانه صحبت می کردم لازم می دیدم چنین کتابی را بخوانم.
از آنجا که یادگیری سخنرانی را برای هر کسی لازم می بینم تصمیم گرفتم بعد از خواندن هر بخش این کتاب، مفاهیم برداشتی خود را به طور خلاصه و مفید جمع آوری و در اختیار شما عزیزان قرار دهم. البته تداوم این تصمیم، به حمایت و همراهی شما بستگی دارد و امیدوارم با ارسال نظرات و پیشنهادات خود در این مورد یاری گر این تصمیمک باشید و بهانه ای برای نوشتن سلسله مطالب آیین سخنرانی با کیفیت هر چه تمام تر.
با تشکر از شما دوست عزیز، برای مطالعه خلاصه بخش اول این کتاب به ادامه مطلب توجه فرمائید…
طبقه بندی: آموزشی | آیین سخنرانی | اجتماعی
خانوم عزیز!
چه قدر خوب فرزند خود را تربیت می کنید. خصوصا آن زمان که به کودک ٧ ٨ ساله ی خود احترام می گذارید و او را روی یک صندلی مجزا می نشانید و حتی وقتی آن پیرزن لرزان وارد اتوبوس می شود، باز اجازه می دهید دخترتان صندلی اش را حفظ کند. و وقتی هنگام خروج از اتوبوس به کودکتان یاد می دهید چگونه سرعت عمل داشته باشد و از من و چند نفر دیگر جلو بزند و زودتر پولش را حساب کند. اوج آموزش شما وقتی نمودار می شود که دخترتان ١۵٠ تومان پول ناقابل را جلوی راننده می گیرد و می گوید:” یک نفر!” و هر دو از اتوبوس پیاده می شوید!
طبقه بندی: آموزشی | اجتماعی | ادبی | طنز و سرگرمی | مطالب جالب و متفرقه
گفتم: خسته ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/۵)
گفتم: هیشکی نمی دونه تو دلم چی می گذره
گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
.:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/۲۴)
گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/۱۶)
گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)
گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)
گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منِ کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟
گفتی: واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله
.:: کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه (یونس/۱۰۹)
گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیک… یه اشاره کنی تمومه!
گفتی: عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم
.:: شاید چیزی که تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/۲۱۶)
گفتم: انا عبدک الضعیف الذلیل… اصلا چطور دلت میاد؟
گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
.:: خدا نسبت به همه ی مردم – نسبت به همه – مهربونه (بقره/۱۴۳)
گفتم: دلم گرفته
گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا
.:: (مردم به چی دلخوش کردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/۵۸)
گفتم: اصلا بی خیال! توکلت علی الله
گفتی: ان الله یحب المتوکلین
.:: خدا اونایی رو که توکل می کنن دوست داره (آل عمران/۱۵۹)
گفتم: خیلی چاکریم!
ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع کن! یادت باشه که:
و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
.:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می کنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می کنن (حج/۱۱)
با تشکر از: ا. افاضل
فرض کنید که من آدم خیلی صاف و ساده و معصومی باشم. با همین معصومیت نسبت به ابراز عشق یک نفر دچار غلیان احساسات می شوم و عاشق او می شوم. طرف هم از این تیپ آدمهاییست که هر روز با یکی هستند؛ خب! پر واضح است که من ضربه بدی را متحمل می شوم، اما اگر من یک زمانی شنیده بودم از کسی که همه صادق نیستند یا اصلاً خودم اینقدر معصومیت احمقانه نداشتم یا اصلاً در گذشته به یک نفر ابراز عشقی غیر واقعی کرده بودم، بعید بود که چشم بسته، عشق دروغین طرف را می پذیرفتم . ارتباطهای به هم خورده ای که از دوباره بعد از مدتی شروع می شوند، معمولاً دوباره خراب می شوند زیرا به قول کارن سالمنسون«اگر پیوسته همان کاری را بکنی که یک عمر کرده ای، آنوقت به جاهایی می رسی که یک عمر رسیده ای.»
● سؤال کلیدی : ▪ آیا شما رابطه عاطفی داشته اید که به دلایلی خاتمه یافته و قصد ارتباطی جدید دارید؟
با تشکر از شما دعوت می کنم برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب توجه فرمائید…












