به رایگان مشترک مطالب قندون شوید تا مطالب داغ را از دست ندهید. از ایمیل شما استفاده تبلیغاتی نخواهد شد و هر زمان که بخواهید می توانید اشتراک خود را قطع کنید.
ما انسان ها در زندگی با اتفاقات گوناگونی روبرو می شویم که ماهیت گوناگون دارند. برخی جالب هستند . برخی ناراحت کننده و برخی شادی آور و هیجانی . بسیاری از این اتفاقات از جانب کودکان هستند و همین فرشته های کوچک می شوند عاملشان . شاید بتوانیم بگوئیم که اگر کودکان نبودند نزدیک به ۱۰۰ درصد از مردم افسرده می شدند. نظر شما در این مورد چیست؟
در این مطلب ، تصویری را قرار دادم که در آن دختر بچه ای ، کودک دیگری را بر روی دیوار چسبانده است . که لحظه ی جالبی را بوجود آورده است . البته این عکس ، طراحی شده هست و وجود خارجی ندارد.
شاید بگوئید چرا چنین مطلبی را در قندون می بینیم . در جواب باید بگویم ، مدتی بود که فقط به معرفی ابزار می پرداختم . برای این که تنوعی در قندون ببینیم ، این مطلب را ارائه دادم . امیدوارم همیشه شاد ، سربلند و قندونی باشید.
مطالب مرتبط :
- وای از جیغ کودکان!
- هدیه های خدایی…
- خمیردندان حیوانی
- به عنوان هدیه کتاب نخرید!
- فروشگاه شوهر فروشی در نیویورک
طبقه بندی: آموزشی | اجتماعی | مطالب جالب و متفرقه












خیلی باحال بود… ایول… .
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
مصطفی حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۵:۳۲ ب.ظ:
” خیلی باحال بود… ایول… . ”
ممنون . نظرتون رو ایول
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
چوووووووغ تووووووش
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
مصطفی حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۵:۳۴ ب.ظ:
” چوووووووغ تووووووش “”
سلام ایمان جون.
ممنون از نظرت . طبق معمول بعد از گفتن این جمله باید بگم ” بتپه ”
ممنون
یا علی
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
دقیقا همین طوره البته باید دقت کنیم تا به موضوع پی ببریم . مطلب این موضوع هم خیلی کم بود .
…بد بخت شدییییییییییییییییییییم…
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
مصطفی حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۵:۳۵ ب.ظ:
” دقیقا همین طوره البته باید دقت کنیم تا به موضوع پی ببریم …… ”
سلام
ممنون از نظرت وحید جان . اول که نظر رو می خوندم نمی دونستم توئی . این ” بدبخت شدیم ” رو که نوشته بودی ، فهمیدم توئی
ممنون از نظرت.
یا علی
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
چه خبر مصطفی جون ؟؟ نیستیا ؟!!
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
مصطفی حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۶م, ۱۳۸۸ ۵:۳۷ ب.ظ:
” چه خبر مصطفی جون ؟؟ نیستیا ؟!! ”
سلام کسری جون. درگیر دانشگاه هستم . چه کنیم دیگه . یه کلاسم برداشتم . دارم درس میدم . دیگه بدتر هم شده . منظورم شلوغ تره . تو کجائی کسری جون.؟
می خوامت. مواظب داش ما باش.
بای
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
یادم آمد شوق روزگار کودکی.. مستی بهار کودکی
یادم آمدآن همه صفای دل که بود..خفته در کنار کودکی
بـــلــــه …..
کودکی هم دوران روئیایی و سپید زندگی انسانهاست …
معصومیت و صداقت و ویک رنگی رو از کودکان بیاموزیم ….
[پاسخ دادن به این دیدگاه]
مصطفی حسینی پاسخ در تاريخ آبان ۹م, ۱۳۸۸ ۶:۴۱ ب.ظ:
” یادم آمد شوق روزگار کودکی.. مستی بهار کودک ………. ”
این نظر هم یکی از نظرات جالب قندون بود . البته این متن ، شعر بود یا نثر؟ . فکر کنم ترکیب شعر و نثر بود . درسته؟
در هر صورت زیبا بود!
ممنون
یا علی
[پاسخ دادن به این دیدگاه]