به رایگان مشترک مطالب قندون شوید تا مطالب داغ را از دست ندهید. از ایمیل شما استفاده تبلیغاتی نخواهد شد و هر زمان که بخواهید می توانید اشتراک خود را قطع کنید.
اردیبهشت, ۱۳۸۹
گونه اى خاص از عروس دریایى تنها موجود دنیاست که هرگز نمى میرد. این حیوان ممکن است تنها موجودى باشد که عمر جاودان دارد. از آنجا که این عروس دریایى قادر است پس از آخرین مرحله ى بزرگسالى ، دوباره تغییر شکل دهد و به نخستین مرحله ى زندگى خود باز گردد ، ممکن است هیچ پایان طبیعى براى طول عمر این حیوان وجود نداشته باشد. دانشمندان مى گویند این نوع عروس دریایى که به نام “هیدروزوان ژلیفیش” در دنیا شناخته شده، تنها حیوانى است که مى تواند بارها و بارها به عقب برگردد.
دانشمندان مى خواهند بفهمند که چطور این حیوان مى تواند جریان سالخوردگى خود رابه حالت معکوس درآورد. از آنجایى که این حیوانات نمى میرند ، تعدادشان در اقیانوس ها روز به روز درحال افزایش است.
منبع : اینترنت در تسخیر تو
طبقه بندی: تازه ها | خبری
با سلام و درود بر همه قندونی های عزیز- دوست داشتنی و با عرض تسلیت به مناسبت شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه (س)؛
ماه ها پیش مطلبی در قندون منتشر کردم با عنوان “چه رنجی می کشد، آنکس که انسان است” که در این مطلب، ذکر کردم، نویسنده این قطعه دکتر شریعتی هستند. تا چند روز پیش هیچ اطلاع و هیچ اعتراضی از طرف بازدیدکننده های خوب قندون صادر نشد. تا این که چندی پیش دوست و همکار خوب بنده، آقای صدقی با نام کوچک، هادی ایمیلی برای بنده ارسال کردند. در آن گفته بودند که این مطلب شما مربوط به دکتر شریعتی نیست و طبق برنامه ای از پیش ریخته شده با نام ایشان در محیط عظیم اینترنت منتشر شده است و … . بنده هم در جواب آقای صدقی گفتم که از احساس مسئولیت ایشان ممنونم اما برای اثبات فرمایشاتشان چه چیزی در دست دارید؟. و همزمان خودم هم به دنبال کسب اطلاعاتی در این مورد رفتم و در آخر با کمک آقای صدقی و با تحقیقات خودم، به این نتیجه رسیدم که فرمایش آقای صدقی صحیح بوده و می توان آن را به راحتی اثبات کرد. موضوع از این قرار است که ” کارو “، شاعر و نثر نویس معاصر ، برادر خواننده معروف ویگن در سال ۱۳۰۶ ه.ش در همدان دیده به جهان گشود این شاعر نه چندان نامی اما برای اهل هنر آشنا مضمون بیشتر اشعارش دردهای اجتماعی است که فقر در آنها بیداد می کند.
کتاب معروف او سکوت سرد است که در سال ۱۳۳۴ به نثر و نظم درآورده و به چاپ رسانیده است. از باقی آثارش نامه ها، خاطرات، گورکن را می توان نام برد.
این شاعر حساس بنا به گفته ای در همان سال ۱۳۳۴ بعد از نوشتن یک وصیت نامه در سن ۲۸ سالگی دست به خود کشی زد که خود از آن به ۲۸۰ سال رنج و مشقت یاد می کند البته این پایان راه برای کارو نبود .
در گوشه ای از این وصیت نامه آمده است:
” می دانم پس از مرگم ثروتمندی ، از میان ثروتمندان شهر ما پیدا خواهد شد که لاشه مرا بخاطر اضافه کردن شهرتی بر شهرتهای کذائی خود، به خاک بسپارد….
…اما نه ! ثروتمندان محترم!؟… لطفا مرا با پول خود ، به خاک نسپارید!… لاشه مرا با کارد آشپزخانه ی رنگ و رو رفته مان، که قلمتراش مداد شبهای نویسندگی من است، در هم بدرید! و پاره های سرگردان لاشه ی مرا در پست ترین نقاط شهر، به سگها بسپارید …! من می خواهم ، از لاشه من ، چندین سگ گرسنه سیر شود… شما آدمکهای کمتر از سگ ، که هیچ انسان گرسنه ای از درگاهتان سیر نشد!…
من میمیرم … اما مرگ من ، مرگ زندگی من نیست! مرگ من ، انتقامی است که زندگی من ، از جعل کننده ی نام خودش می گیرد؟. من میمیرم تا زندگی زیر دست و پای مرگ نمیرد!… مرگ من، عصیان یک زندگی است که نمی خواهد بمیرد…! “
یکی از آثار کارو ” کفرنامه ” نام دارد که از جمله مشمولات این اثر، همین شعری است که در قندون و در خیل عظیمی از سایت ها و وبلاگ های دیگر با نام دکتر شریعتی منتشر شده است و چه بسیار افکار که به خاطر این مطالب از دکتر شریعتی رنجیده شده اند. پس به اطلاع خوانندگان قندونی و دیگر دوستان می رسانم این اثر، متعلق به دکتر شریعتی نیست و توسط ” کارو ” نوشته شده است. از تمامی عزیزانی که این مطلب را خوانده اند پوزش می طلبم و همچنین از دیگر همکارانم که احیانا این اثر را با نام دکتر شریعتی در پایگاهشان منتشر کرده اند می خواهم، در صورت تمایل مطلب خود را ویرایش کرده و به اطلاع خوانندگان خود برسانند. در ضمن برای دانلود کتاب الکترونیکی اثر کارو ” کفرنامه “، به ادامه مطلب توجه فرمائید.
طبقه بندی: آموزشی | اجتماعی | ادبی | خبری | دانلود | دل نوشته
- جدول حل کنید. همیشه یک کیف جدول همراه خودتان داشته باشید تا یک موقع توی اداره لنگ نمانید. این روزها حل کردن جدول جواب می دهد. وظیفه اول شما به عنوان یک کارمند، حل جداول کلمات متقاطع و در وهله بعدی حل جداول سودوکو و دست آخر اگر وقت شد، حل جدول های خیابان است.
-به ارباب رجوع بی احترامی کنید. به او بفهمانید که دوران ارباب و رعیتی تمام شده است. جوری با او رفتار کنید که بفهمند دوران طاغوت و ظلم به آخر رسیده است و دیگر هیچ اربابی از هیچ رعیتی بالاتر نیست. زمانه، زمانه عدالت محوری است نه ارباب و رعیتی.
- مراجعه کنندگان را ساعت ها پشت در اتاقتان سرپا و ترجیحاً یک لنگه پا نگهدارید. آن ها باید بدانند که کار شما چقدر مهم و سخت است. با راه انداختن کار ارباب رجوع تنها ارزش کار خود و همکارانتان را پایین می آورید. اداره، خم رنگرزی نیست. این همیشه یادتان باشد.
- امضای شما حکم طلا را دارد، بی خودی امضای خود را هدر ندهید. مراجعه کننده باید بداند که هر چیزی یک قیمتی دارد و قیمت قلم و امضای شما از هر نقاش و نویسنده و هنرمندی بالاتر است. قلم خود را ارزان نفروشید. گرفتن پول چایی و زیر میزی یک رسم قدیمی و باستانی است و شگون دارد. به رسم و رسومات پایبند باشید. با ارباب رجوع هایی که ادعا می کنند مرض قند دارند و یا فشار خون و با چای و شیرینی میانه ای ندارند اصلاً صحبت نکنید. آن ها را به یک کلینیک درمانی یا بیمارستان راهنمایی کنید.
- پیشرفت سه پله دارد. پاچه خواری، خود شیرینی و زیر آب زنی. اگر می خواهید از فردا ترفیع و پایه حقوق بالا داشته باشید، از همین امروز اقدام کنید. خوردن پاچه همراه با کله بسیار مقوی و مفید است. خود شیرینی هم شما را از خریدن شیرینی و مراجعه به قنادی معاف می کند. انسان ها مانند حوض هستند گاهی گل آلود می شوند باید چند وقت یکبار زیر آبشان را مانند حوض زد و عوضشان کرد.
-یکی از کارهای پسندیده راه انداختن کار بندگان خداست ولی از آن پسندیده تر کار چاق کنی است. احترام به خویشاوندان هم از کارهای پسندیده محسوب می شود. همانطور که در دعوا ها و ارائه ادبیات شفاهی بستگان درجه یک مقدم هستند، موقع کار راه انداختن هم اولویت با آن هاست. از قدیم گفته اند بند پ خود را محکم ببند، تا قورباغه سر بالا نره.
- اگر به حقوق کارمندی دلخوش کرده اید، بدانید و آگاه باشید که به زودی از گرسنگی خواهید مرد. اگر با پول چایی و شیرینی البته حتماً از زیر میز، کارتان راه افتاد که خوب، اگر نه به فکر اختلاس باشید یعنی یک عده ای را از دست یک سری پول ها خلاص کنید. اگر اختلاس جواب نداد به فکر شغل دوم و سوم و بساز و بنداز باشید، اگر آن هم جواب نداد، دیگر به دنبال جواب نباشید. شما یک سوال بی جواب هستید که زندگی جوابتان کرده است.
طبقه بندی: اجتماعی | طنز و سرگرمی | مطالب جالب و متفرقه
پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت : اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه من آشیانه بسازی . پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدمها را خوب می دانم اما گاهی پرنده ها و آدمها را اشتباه می گیرم . انسان خندید و به نظرش این خنده دارترین اشتباه ممکن بود.پرنده گفت : راستی چرا پر زدن را کنار گذاشتی ؟ انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید . پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید . انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی که نمی دانست چیست . شاید یک آبی دور – یک اوج دوست داشتنی .
پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را نیز می شناسم که پر زدن از یادشان رفته است . درست است که پرواز برای یک پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نکند فراموش می شود .
پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال کرد تا اینکه چشمش به یک آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد .
آنوقت خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : ” یادت می آید ؟ تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی . راستی عزیزم بالهایت را کجا جا گذاشتی ؟ ” انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد . آنوقت رو به خدا کرد و گریست.
طبقه بندی: آموزشی | اجتماعی | ادبی
یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقهها، جایزه بهترین غله را به دست میآورد و به عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقهمند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته عجیب و جالبی روبرو شدند. این کشاورز پس از هر نوبت کِشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش میداد و آنان را از این نظر تأمین میکرد. بنابراین، همسایگان او میبایست برنده مسابقهها میشدند نه خود او!
کنجکاویشان بیشتر شد و کوشش علاقهمندان به کشف این موضوع که با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید. سرانجام، تصمیم گرفتند ماجرا را از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند.
کشاورز هوشیار و دانا، در پاسخ به پرسش همکارانش گفت: «چون جریان باد، ذرات بارورکننده غلات را از یک مزرعه به مزرعه دیگر میبرد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان میدادم تا باد، ذرات بارورکننده نامرغوب را از مزرعههای آنان به زمین من نیاورد و کیفیت محصولهای مرا خراب نکند!»
همین تشخیص درست و صحیح کشاورز، توفیق کامیابی در مسابقههای بهترین غله را برایش به ارمغان میآورد.
“گاهی اوقات لازم است با کمک به رقبا و ارتقاء کیفیت و سطح آنها، کاری کنیم که از تأثیرات منفی آنها در امان باشیم”.
طبقه بندی: آموزشی | اجتماعی | ادبی
دانشمندان ژاپنی در آژانس علم و فن آوریJST نوعی آب ساخته اند که دارای قابلیت الاستیکی است. به گونه ای که نام آن را آب الاستیک گذاشته اند.
۹۵% این ترکیب، همان آب است. و در واقع از ۹۵ درصد آب خالص تشکیل شده است. در این مجموعه که در تصویر می بینید ۲ گرم خاک رس و همچنین مقدار نسبتا اندکی از املاح هم وجود دارد. حاصل آن ترکیب جدید ژله مانندی که دارای خاصیت ارتجاعی و چسبندگی می باشد را به وجود آورده است.
گفته می شود که مراحل تحقیق و بررسی پیرامون این ترکیب جدید تا سپتامبر ۲۰۱۰ خاتمه می یابد. از کاربرد های مهم این ترکیب در زمینه پزشکی برای پوشاندن سطوح زخم ها نام برده شده است. همچنین محققین ژاپنی بر این باورند که اگر بتوانند با راه کاری غلظت این ترکیب را افزایش دهند، می توان از آن به عنوان یک نوع پلاستیک سالم و سازگار با محیط زیست برای کاربرد های انسان استفاده کرد. تصورش را بکنید به جای نفت بتوان از آب برای ساخت پلاستیک استفاده کرد. بدون هیچ آلودگی.
جالب است. از این به بعد آب را به غیر از سه حالت جامد، مایع و گاز می توان در وضعیت ژله ای نیزدید .
با تشکر از نارنجی
طبقه بندی: تازه ها | خبری
مشکل یا بهتر بگویم دردسرمان از همان اولین روز خدمت سربازی شروع شد.
«مگه تازه غذا نگرفتی؟ برو اگه به همه رسید باز بیا بگیر»
این جمله را مسئول تقسیم غذا به من گفت وقتی نوبتم رسید برای گرفتن اولین وعده غذایی دوران آموزشی.
من هم زود شصتم خبردار شد که قضیه از کجا آب میخورد و با قیافهای حق به جانب گفتم: «آهان فهمیدم. من را با برادرم اشتباهی گرفتهای. قبلی برادرم بود به خدا.»
«خودتی. اگه از صف نری بیرون مجبورم به جناب سروان بگم، می خواهی تو اولین روز به خاطر غذا تنبیه بشی؟»
کم کم صدایمان بالا رفت تا اینکه….
طبقه بندی: اجتماعی | ادبی | طنز و سرگرمی | مطالب جالب و متفرقه















